دانلود نمونه رزومه

شما به احتمال زیاد با مفهوم رزومه و ضرورت تهیه آن آشنا هستید. افرادی برای پیدا کردن شغل، در خواستهایی را در جاهای مختلفی ارائه می دهند. گاهی این درخواستها به دست بنده می رسد. اما هیچ رزومه ای ضمیمه درخواست شان نیست. لذا خودتان بقیه روند را حدس می زنید که چه بر سر درخواست او می آید. گاهی نیز رزومه هایی به دستم می رسد که از خواندن آن واقعا شگفت زده می شوم و گاهی خنده ام می گیرد.

برای نمونه فردی بود که برای اشتغال در یک کارگاه صنعتی، در رزومه خود در علاقه مندی ها« نقاشی» را وارد کرده بود. این علاقه به خودی خود شاید مشکلی پیش نیاورد ولی وقتی در بخش علاقمندی ها، از دو مورد، یکی نقاشی باشد و از جهت دیگر کارگاه، یک واحد صنعتی باشد می توان به عمق فاجعه پی برد.

همچنین برای استخدام در کاری مثل امور دفتری، مطمئنن کارفرما به دنبال فردی نیست که قهرمان بدن سازی یا کیوکوشین شده باشد. در نوشتن این نوع رزومه، احتمالا از سایت هایی راهنمایی گرفته شده است که در آن ذکر گردیده، نوشتن این جور موارد باعث می شود شما را فردی تک وجهی نپندارند. این موضوع شاید برای شرکتی مثل اپل صدق کند ولی مطمئنن برای واحد کوچکی که دنبال آدم کاری می گردد و دوست دارد مشکل شغل مربوطه حل شود، کارگشا نخواهد بود. از طرف دیگر کارفرما نگاه سریعی به رزومه شما خواهد انداخت. لذا هرچقد خلاصه و مفید باشد به نفعتان خواهد بود.

نکته دیگر برای نگارش بخش علاقمندی توجه به جایی هست که قرار است استخدام شوید. هر علاقه ای که به شغل مورد نظر نزدیک باشد باید در اولویت باشد. در نگارش سوابق کاری نیز این نکته باید مد نظر قرار گیرد.

در نوشتن آدرس ایمیل خود نیز دقت کنید. زیرا ایمیل شما باید دقیقا نام و نام خانوادگی شما باشد.

آخرین موردی که می خواهم برای شما بیان کنم این است که در نگارش رزومه اگر مواردی ذکر شود که نشان دهد شما احتمالا در محیط کاری، کارهای دیگرتان را نیز انجام می دهید، این به ضرر شما خواهد بود. برای مثال بنده در پایان رزومه در بخش سوابق کاری، نشانی سایتی را داده ام که مدیریت آن را بر عهده دارم. اگر کارفرمای مد نظر بنده، کمی توجه کند متوجه این نکته خواهد شد که دسترسی بنده به اینترنت برابر است با آنلاین شدن در سایت.

بنده در اینجا رزومه خودم را پیوست می کنم. شما آن را دانلود کنید و تغییرات لازم را بدهید. این رزومه در 90 درصد موارد آنچه مد نظرم بود را فرهم آورد. موفق باشید.

 

 

 

دانلود نمونه رزومه

چطور در شغل خود آدم موفقی باشیم/ /عوامل مؤثر بر انتخاب شغل

علی حضوری

 موفقیت، در وهله اول به معنای دستیابی به اهداف است. افراد موفق کسانی هستند که بیشتر از دیگران به خواسته‌ها و اهدافشان دست پیدا کرده‌اند. کسی درحقیقت موفق است که از شغل و حرفه خود راضی باشد. معنای موفقیت لزوما به معنای پول درآوردن بیشتر و ثروت‌مند شدن نیست. البته درآمد خوب می‌تواند یکی از اهداف مناسب و منطقی برای افراد باشد. همه ما دوست داریم به قدری پول داشته باشیم که خودمان و خانواده‌مان در آسایش زندگی کنیم. ولی نباید اجازه ندهیم تا روزمرگی و احتیاجات زندگی ما را به سمت شغل خاصی هدایت کند. موفقیت از ظن هرکس می‌تواند معانی متفاوتی دارد، شاید برای کسی ثروتمند شدن به معنای موفقیت است، برای یکی دیگر داشتن خانواده خوب و برای یکی دیگر شهرت. پس خود را نمی توان با معیارهای دیگران سنجید، زیرا آن‌ها خط کش مخصوص خود را دارند، در حالی که موفقیت هرکس وابسته به افکار او است.

این روزها انتخاب شغل از گذشته سخت تر شده است. معمولاً بسیاری از افراد جامعه به درستی نمی‌دانند که چه شغلی برایشان مناسب خواهد بود. این درحالی است که این افراد احتمالاً سال‌ها درگیر شغلی می‌شوند که خود نخواسته‌اند. درصورتی که فردی بخواهد شغلی را به تناسب توانایی‌های خود انتخاب کند باید نخست خود را بشناسد و به قابلیت‌های خود پی ببرد. سپس باید مشخص شود که به انجام چه مشاغلی علاقه مند است.

 هر شغلی که منطبق و هماهنگ با توانایی‌ها و رغبت‌ها و استعدادهای فرد باشد علا وه بر تأمین رضایت خاطر فرد موجب افزایش بازدهی در کار فرد نیز می‌شود و به برقراری تعادل منطقی در جنبه‌های متعدد زندگی فرد می‌انجامد. بنابراین خود ما باید شغلی را انتخاب و برای به دست آوردن، حفظ و ثباتش تلاش کنیم. بنابراین در انتخاب شغل باید مواردی را در نظر بگیریم تعدادی از این موارد در زیر آمده است:

 

 

  1. علاقه

شغلی را انتخاب کنید که به آن علاقه دارید، اگر صرفاً شغل را به خاطر درآمد بالای آن انتخاب کنید بزودی دچار فرسایش روحی خواهید شد. بیشتر انسان‌های موفق دنبال روی علایق خود بوده اندند، حتی زمانی که با فقر دست و پنجه نرم می‌کردند. اگر نمی‌دانید که آیا به شغل خود علاقمندید یا خیر، اشتیاق خود برای حضور در محل کار را در نظر بگیرید، آیا صبح‌ها برای رفتن سرکار انگیزه فراوانی دارید؟ و دیرتر از محل خارج می‌شوید. اگر ما به کاری که انجام می‌دهیم علاقه داشته باشیم، خیلی بهتر و راحت‌تر می‌توانیم سختی‌هایی را که همیشه در مسیر رسیدن به هدف وجود دارند تحمل و برای رفع آنها اقدام کنیم. این حس و نتیجه خوب مانند یک چرخه عمل می‌کند. هر چه حس ما نسبت به کارمان بهتر باشد، نتیجه نیز بهتر خواهد شد و هر چه نتیجه بهتر شود حس ما نیز بهتر می‌شود. علاقه داشتن به کاری که انجام می‌دهیم نه تنها باعث پیشرفت ما می‌شود، بلکه خود به خود ثروت و شهرت را نیز در پی خواهد داشت. علاقه‌مند بودن به کار همان دلیلی است که می‌تواند ساعات خسته کننده کار را به لحظه‌هایی شیرین و معنا دار تبدیل کند.

در واقع علاقه و گرایش در انسان فعال کننده سیستم انگیزش فرد به شمار می‌رود. انسان بدون علاقه، انگیزه ای برای انجام فعالیت در آن زمینه را نخواهد داشت. نبود علاقه اولیه ممکن است افزایش نارضایتی از فعالیت مورد نظر و ناراحتی‌های جانبی آن را موجب شود.

 

  1. استعداد

استعداد، عامل مهمی در موفقیت یا عدم موفقیت افراد در مشاغل است. نبود استعداد لازم در یک زمینه باعث می شود پیشرفتی حاصل نشود  یا روند آن بسیار کند باشد.،.. موفقیت افراد در تمامی فعالیت‌ها و رفتارهای او تا درجاتی به میزان هوش و استعداد او بستگی دارد. برخی فعالیت‌ها وجود دارند که لازمه آن‌ها و موفقیت در انجام آن‌ها سطح معینی از  استعداد خاص فرد در آن زمینه است. . لذا آگاهی از میزان و نوع استعداد افراد، کمک قابل توجهی به آن‌ها خواهد کرد تا پیش‌بینی خوبی از آینده انتخاب خود داشته باشند. همه آدم‌ها یک توانایی و استعداد طبیعی در کاری دارند. اما خیلی از آنها یک اشتباه مشابه را مرتکب می‌شوند و  ارزش آن کار را پایین می‌آوریند و فکر می‌کنند کار خیلی ساده است و بقیه هم می‌توانند آن کار را به همان شکل انجام دهند و برعکس به کارهایی بها می دهنند که انجام دادن آن برایشان دشوار است و احتمالا برای بقیه افراد ساده است. وقتی انجام کاری برایتان ساده است این احتمال وجود دارد که خوب هم انجامشان می‌دهید و مطمئن باشید که آن‌هایی که برایشان انجام آن سخت است برای انجام آن به شما پول می دهند. تهیه کردن لیستی از نقاط ضعف و قوت می‌تواند در رابطه با یافتن شغل مناسب مفید باشد.سخن آخر اینکه مثل همه نباشید، مثل خودتان باشید. روی استعدادهای خودتان سرمایه گذاری کنید، زیرا کسی نمی‌تواند آن‌ها را از شما بگیرد. استعدادهای منحصر بفرد شما، متمایز کننده شما از دیگران هستند.

 

  1. اهداف

اولین قدم به سوی موفقیت در انتخاب شغل می‌تواند تعیین هدف باشد. این امر به افراد جامعه کمک می‌کند تا به فعالیت‌های خود جهت بدهند. بدین منظور فرد باید به آینده نظر داشته باشد؛ اینکه چه مشاغلی دوست دارد، در چه مکان‌های حاضر به کار می‌شود، چقدر حقوق می‌خواهد و دوست دارد با چه تیپ و قیافه ای در محل کار حاضر شود. افراد موفق به طور مدام بر روی هدف‌ها و طرح‌های آینده متمرکز و نقشه می‌کشند. بدانید و بدانید و بدانید که چه می‌خواهید، حرکت در جهت‌های مختلف، جز  اینکه وقت و هزینه و انگیزه و انرژی خود را تلف می کنید، فایده ای برای شما نخواهد داشت. هدف را مشخص کنید و راه‌های رسیدن به آن را بدانید. اهداف شغلی شما تعیین می‌کند که می‌خواهید با شغلی که انتخاب می‌کنید به کجا برسید. اهداف بزرگتان را تقسیم به بخش‌های کوچک کنید، اهداف بزرگ انرژی بسیار زیادی می‌خواهند، اگر این انرژی را در آن حد نداشته باشید با اولین شکست‌ها میدان را خالی می‌گذارید، داشتن هدف‌های کوچک، باعث دستیابی راحت به آن و پیا کردن انگیزه بیشتر برای اهداف دیگر خواد بود.

 

  1. اطرافیان

. اطرافیان شما تأثیر بزرگی روی آینده کاری و حتی زندگی شما دارند، انسان‌های موفق، همیشه کنار انسان‌های موفق هستند، کسی به تنهایی نمی‌تواند همه موانع رشد خود را رفع کند. امروزه ارتباطات و شبکه ارتباطی نقش غیر قابل انکاری در سرنوشت شما می‌تواند داشته باشد... در فضای عمومی بدرخشید. با انسان‌های شجاع مشورت کنید، انسان‌های تر سو شما را نیز از انجام خیلی از کارها منصرف خواهند کرد. چون خودشان کاری را نتوانسته‌اند انجام دهند، پس انتظار دارند شما نیز نتوانید انجام دهید، اما تاریخ پر از انسان‌هایی است که دنیا را با جسارت خود یک قدم به جلوتر برده‌اند. با آدم‌های مثبت و موفق معاشرت می‌کنند. اغلب افراد و اطرافیانتان از پیشرفت و موفقیت شما خوشحال نخواهند شد، توصیه بنده این است که سخنان منفی آن‌ها را نادیده بگیرید

 

  1. سخت کوشی

در راه خود سخت کوش باشید، اولین سخن انسان‌های موفق در مورد موفقیشان سختکوشی و پشتکارشان است. سخت کوشی و سخت کار کردن دو مقوله متفاوت هستند؛ بین کلنجار رفتن با سختی‌ها و وقت گذاشتن برای انجام آن‌ها تفاوت وجود دارد. سخت کوشی تمرین هدفمند است، سخت کار کردن دویدن این طرف و آن طرف است و تنها چیزی که برایتان دارد حسی از خستگی و استرس است. بی شک شما نیز با افرادی برخورد کرده‌اید که با کوچک‌ترین مشکلی در زندگی قافیه را می‌بازند، به سادگی تسلیم می‌شوند و از پا می افتند. در مقابل احتمالاً، اشخاصی را هم سراغ دارید که در برابر کوهی از مشکلات نه تنها خم به ابرو نمی‌آورند. بلکه با سرسختی به نبرد با آن‌ها می‌پردازند. افراد موفق در هر عرصه و حوزه ای که باشند، اغلب وقتی راجع به راز و رمز موفقیتشان از آن‌ها سؤال می‌کنید، از تلاش و پشتکار خود به نیکی یاد می‌کنند و به نوعی موفقیتشان را مدیون این پشتکار و پیگیری می‌دانند.

 

  1. فرصت

اکثر فرصت‌ها تکرار شدنی نیستند، قدر فرصت‌های خود را بدانید، روی فرصت‌ها تمرکز کنید نه موانع موجود. چون فرصت‌های زندگی، دیگر قابل بازگشت نیستند، باید از هر فرصتی بهترین استفاده را بکنیم. استفاده کردن از فرصت، یعنی این که هر کاری را در وقت مناسب انجام دهیم.. با هر فرصتی که از دست می‌رود، شانس رسیدن به پیروزی کمتر می‌شود، و در نتیجه زمینه برای رکود و ایستایی آماده تر می‌شود. از یاد نبریم که بسیاری از جهش‌ها، از روی سکّوی فرصت‌ها حاصل می‌شود

فرصت‌های شغلی مختلف را ارزیابی کنید. پس از تهیه فهرست راهکارهای مختلف و انواع مشاغلی که می‌توانید داشته باشید، وقت کافی برای اولویت‌بندی آن‌ها صرف کنید. به جنبه‌های عملی تصمیمات خود بیندیشید

اگر بهترین شغل را پیدا کنید، کار کردن دیگر برایتان معنای کار کردن ندارد بلکه تفریح است! باید بهترین شغل را برای خودتان پیدا کنید بعد به آن مشغول شوید



        7.  تجربه

هیچ جایزگینی برای تجربه وجود ندارد. هرچه بیشتر بهتر است. می‌توان گفت تقریباً همه مشاغل از بیرون، متفاوت از درون آن به نظر می‌رسند. اگر به تازگی وارد بازار کار شده‌اید یا می‌خواهید شغلتان را تغییر دهید، با افرادی صحبت کنید که در آن شغل دست دارند. شغلی در آن زمینه یا صنعت برای خود پیدا کنید و مطئن باشید همانی خواهد بود که همیشه می‌خواستید. و به هیچ وجه فقط به یک تجربه کاری تکیه نکنید. تا آن جا که می‌توانید در زمینه کاری خود، تجربه بیندوزید. باتجربه خواهید فهمید که کاری به دردتان می‌خورد و با ارزش‌ها و اولویت‌هایتان جور است یا نه.




.



 

شغل های تکنولوژیک آینده چه هستند و برای ورود به آنها باید در پی چه دانش هایی باشیم؟

دنیایی را در آینده تصور کنید که در آن بتوان همه چیز را با کمک تکنولوژی کنترل کرد. پیتزاها با Drone به دست مشتریان برسند، چربی های اضافه با نانوربات ها به طور مستقیم از رگ های شما جمع آوری شوند و یا با فکر کردن به دمای خانه، آن را در حد مطلوب افزایش یا کاهش دهید.

یک دهه پیش این ایده ها فقط به درد فیلم های علمی تخیلی می خورد، اما حالا بخشی از واقعیت های علمی و عملی روزگار ما هستند.

در صورتی که شما هم اکنون دانش آموز یا دانشجو هستید و می خواهید آینده شغلی روشنی در حوزه تکنولوژی داشته باشید، لازم است مانند یک فیوچریست به سال های پیش رو نگاه کنید. داشتن درک صحیح از تکنولوژی و مسیری که در آن حرکت می کنید به شما کمک می کند که برای جایگاه شغلی موفقی که در آینده از خودتان انتظار دارید تصمیم بگیرید و تحصیلات یا مطالعات خود را به سمتی مناسب جهت دهی کنید.

کاربرد تکنولوژی در آینده حیطه های زیادی را در بر خواهد گرفت. واقعیت افزوده، هوش مصنوعی، Droneها و حتی بیوتکنولوژی احتمالا در آینده بیشتر از بقیه مورد توجه قرار خواهند گرفت. در این صورت اگر بخواهید در یکی از آنها پیشرفت کنید، می دانید از کجا باید شروع کنید؟

در ادامه این مطلب مثال هایی از شغل های آینده -که بر پایه برخی از تکنولوژی های اشاره شده ممکن است به وجود آیند- آورده شده است. این موارد طی ۵ تا ۱۰ یا ۲۰ سال آینده تعداد زیادی مهندس و فرد ماهر را صاحب شغل خواهند کرد. بد نیست نگاهی به آنها بیندازید تا علاوه بر نیم نگاهی به آینده دنیا، برنامه ریزی برای آینده شغلی خود را هم بهتر جهت دهی کنید.

 

مداوای مغز و بیماری های مغزی

future-jobs1

به آینده نگاه کنید. ممکن است در آینده نه چندان دور مغز بیماران علاوه بر پزشکان تحت نظر متخصصان تکنولوژی نیز باشد. واقعیت این است که بیماری های مغزی تعداد زیادی از جمعیت انسان ها را درگیر خود کرده اند و وضع در برخی کشورها بدتر از بقیه است. متاسفانه در بیست سال اخیر بیشتر درمان های مرتبط با این بیماری ها به داروهایی وابسته است که اغلب شان اثرات جانبی منفی زیادی بر روی بیماران می گذارند و البته هرگز هم بیماری را به طور کامل دفع نمی کنند.

از طرفی عصب شناسان هم قدم به قدم به روش های ترسناک تری برای درمان بیماران کشف کرده و مورد استفاده قرار داده اند. یکی از این ابزارها، دستگاه تحریک الکتریکی است که بیشتر برای درمان بیماران مبتلا به صرع، افسردگی و پارکینسون استفاده می شود.

اما اولین نمونه های این دستگاه ها تصوری فجیع در ذهن ما ایجاد می کنند. اگر فیلم دیوانه از قفس پرید را دیده باشید حتما به یاد دارید که برای درمان یا حتی تنبیه بیماران چگونه از آن الکترودهای دردناک استفاده می شد. البته امروزه دیگر از آن روش های ترسناک استفاده نمی شود. بیماران در یک پروسه درمانی مشخص به آرامی روند بهبود را طی می کنند. هر چند که امروز هم دستگاه های محرک الکتریکی وجود دارند اما دانش ساخت آنها به جایی رسیده که می توانند دُز مشخصی از انرژی لازم برای هر بیمار را به آنها برسانند. انرژی ای بسیار متناسب با نیاز بیمار و فارغ از اثرات جانبی درمان توسط برق با ولتاژ بالا. فراموشی، از اثرات جانبی آن روش درمان مهیب بود.

مساله مهمتر اما اینجاست که دانشمندان نمی دانند چرا استفاده از جریان الکتریکی بر نتیجه درمان موثر است. عصب شناسان هنوز جواب قانع کننده مشخصی برای این مساله پیدا نکرده اند. اما در نتیجه تحقیقاتی که توسط مرکز تحقیقاتی فیلیپس منتشر شده در مقاله ای با عنوان «راه حل هایی برای آینده نوروتراپی» -که توسط پروفسور میشل دِکره نوشته شده- از امیدهایی نوید داده می شود که درمان های شفابخش را منتج خواهد شد.

در بخشی از آن مقاله آمده: «ما به آرامی در حال درک رابطه اعصاب و نحوه عملکرد دقیقا آنها هستیم. ما در حال کشف تکنیک های تحریک مغزی بیشتر و بهتری هستیم که روش درمان با الکتریسیته را راه حلی سیستماتیک و موثر تبدیل خواهد کرد.»

با این تکنولوژی، شما می توانید دستگاه هایی برای تحریک بخش های مختلف مغز بسازید. این جهشی فوق العاده در علم عصب شناسی، درمان بیماران و بهبود قابلیت های مغز است.

بر اساس این گفته ها، می توان پیش بینی کرد که در آینده ای نه چندان دور این مطالعات به توسعه و ساخت دستگاه هایی بیانجامد که توان تحریکات عمیق و دقیق مغزی را در فرکانس های منظم داشته باشد. دستگاه هایی که واقعا بتوانند بیماری هایی مانند پارکینسون، افسردگی حاد و موارد مشابه را درمان کنند و رقیب خوبی برای داروهای دیگر باشند.

زمانی که این تکنولوژی به بازار آید و روند شفای بیماران مغزی آغاز شود، جایگزین و راه درآمدی بسیار پولسازی برای شرکت های داروسازی تبدیل خواهد شد. و این دستگاه های الکترونیکی و درمان با کمک آنها نیاز به متخصصانی دارد که از نحوه عملکرد و کارکرد آنها آگاهی کامل داشته باشند. شما نمی خواهید یکی از آنها باشید؟
امنیت سایبری

future-jobs2

با افزایش تعداد سرویس های ابری و افراد و شرکت هایی که هر روز بیشتر به بانکداری و تجارت الکترونیک روی می آورند، تقاضا برای استخدام متخصصان امنیت در حوزه آنلاین رشد روز افزونی داشته است. و این روند افزایشی در سال های اخیر در مقولاتی همچون جنگ و جاسوسی سایبری حتی بیشتر هم بوده است.

در ماه فوریه امسال، کیت الکساندر، ژنرال ارتش آمریکا و فرمانده دفاع سایبری به واشنگتن پست گفت که به رغم رشد سریع حملات سایبری، هنوز هیچکس آمادگی مقابله به آنها را ندارد.

او در بخشی از صحبت هایش می گوید: «با وجود پیشرفت آمریکا در حوزه سایبری، من نگرانم که ما نتوانیم در این برهه از پس دفاع همه جانبه در این حوزه بر آییم. حملات سایبری به کشور ما بسیار زیاد هستند.»

به هر شکل اگر از سطح ملی و بین المللی به سطوح شرکتی و حتی شخصی باز گردیم، روش های حمله و هک به سیستم های کوچک و بزرگ هر روز متنوع تر و پیچیده تر می شوند و متقابلا نیاز به متخصصان امنیت در این حوزه بیشتر و بیشتر خواهد شد. اگر فکر می کنید به این حوزه علاقمندید، حوزه امنیت سایبری چیزی است که باید برای مطالعات و تحصیلات خود برگزینید.

برنامه نویس Drone

flying-drone

احتمالا شما هم تا به حال در مورد پروژه آمازون برای استفاده از Droneها جهت ارسال محصولات خریداری شده مشتریان شنیده اید. پروژه ای که آمازون حتی برای آن پتنت ثبت کرده و قرار است سفارشات مشتریان را ظرف ۳۰ دقیقه و از طریق هوا به دستشان برساند.

البته کار همینجا تمام نمی شود. Droneها در صنایع بسیاری کاربردهای فراوان دارند. برای مثال در کشاورزی،جستجو و نجات و حتی عکاسی و فیلم سازی.

واقعیت این است که همه این پرنده ها در همه صنایع نیاز به متخصصانی دارند که در برنامه نویسی برای آنها توانا باشد، آنها را به پرواز در آورد و در صورت لزوم تعمیرشان کند.

این روزها همه درباره Drone حرف می زنند. فیلم سازان به دنبال استفاده از آنها در کارهایشان هستند. مشاوران املاک از آنها برای عکاسی جهت تخمین اراضی و بازرسی سازه ها استفاده می کنند و روزنامه نگاران برای جستجوی اطلاعات می خواهند از این پرنده ها بهره ببرند.

شاید شما هم بخواهید یکی از افرادی باشید که یکی از این پرنده های کنترل از راه دور را مهندسی، کنترل و تعمیر کرده و یا تجارت خود را بر اساس کارکردی که از آنها می شناسید پایه گذاری کنید.

نانوتکنولوژی در طب

future-jobs3

اگر می خواهید در آینده یکی از حرفه های مرتبط با پزشکی را پیش گیرید، شاید بد نباشد نگاهی به نانوتکنولوژی بیاندازید. نانوربات ها قابلیت های عظیمی را در حوزه طب از خود نشان داده اند. فقط برای مثال، سال ۲۰۱۲ و وقتی که محققان دانشگاه هاروارد چیزی به اسم DNA Origami ساختند را یادآور می شویم. آنها در واقع نانوربات هایی بودند که می توانستند تغییر شکل دهند. آنها به سمت محل بیماری که در تحقیق مورد نظر غدد لنفاوی بود رفته و با سرعت به شکل استوانه هایی در آمده و DNA hinge ها را رها می کردند. بدین ترتیب سلول ها طی فرایندی که روشن شدن کلید خودکشی نام داشت خود را نابود می کردند که باعث نابودی سلول های سرطانی میشد.

جرج چارچ از محققان این پروژه توضیح میدهد که در آینده با ادغام تکنولوژی هایی مثل برنامه نویسی، روباتیک و پزشکی، بستری فراهم می شود که امکان برنامه نویسی نانوربات ها با هدف رفع بیماری ها را نتیجه می دهد. نانوربات هایی که برای ماموریت هایی مانند کشتن ویروس ها و باکتری های بیماری زا و یا تغییر عملکرد بخشی از بدن به منظور بهبودی، به داخل بدن فرستاده می شوند.

در واقع هر کسی که بتواند به درک کافی از پزشکی، مهندسی کامپیوتر و برنامه نویسی برسد توان گرفتن جایگاه های شغلی در این حوزه را خواهد داشت.

طراحی واقعیت مجازی

future-jobs4

اگر فیلم Inception را دیده باشید، احتمالا به یاد دارید که ستارگان فیلم چگونه در دنیای رویا یک دنیای واقعی برای خود یا سایرین خلق می کردند تا بتوانند تجارب جدیدی را درک کنند. آینده Virtual Reality یا واقعیت مجازی نیز دقیقا چنین خواهد بود.

برخلاف تصور عام، واقعیت افزوده اصلا به بازی های کامپیوتری خلاصه نمی شود. این تکنولوژی در حال حاضر جنبه های زیادی را پوشش می دهد و در آینده میزان استفاده از آن در حوزه هایی مانند پزشکی، کشاورزی، علم و مهندسی بیشتر هم خواهد شد.

قابلیت طراحی و نوشتن برنامه هایی که به این منظور و به صورت بسیار واقعی و باورپذیر طراحی شوند، به خلاقیت و مهارت بسیاری نیاز دارد. اگر در خود چنین خلاقیت و مهارت هایی می بینید و به این حوزه علاقه دارید، شاید بتوانید در آینده موقعیت شغلی خوبی برای خود داشته باشید.

 

سایر شغل های آینده
نمونه های فوق تنها مثال هایی از نیازهای شغلی آینده حساب می شوند که بیشتر به دنیای تکنولوژی وابسته هستند و البته ممکن است پنج تا بیست سال زمان برای تبدیلشان به شغل هایی مورد نیاز جامعه لازم باشد. اما اگر کمی به افق تکنولوژی های رو به رشد دقت کنید، شاید موقعیت های بهتری نیز پیدا کنید.

برخی مثال های دیگر در زیر آورده شده اند:

برنامه نویسی خودرو: ماشین های آینده که احتمالا با انرژی الکتریکی حرکت می کنند به احتمال زیاد به طور کامل بدون راننده هستند. با اشراف به الگوریتم های مرتبط با این حوزه می توانید به عنوان یک تکنیسین ماهر با دانش کامپیوتر و برنامه نویسی در این حوزه موفق باشید.

برنامه نویسی خانه های هوشمند: همانند ماشین ها، خانه ها هم در آینده بسیار هوشمند خواهند شد. خانه هایی که به طور خودکار اموری همچون تنظیم نور یا دمای محیط تا موارد پیچیده تر را به صورت خودکار انجام خواهند داد. متخصصان این حوزه برای بهبود و تعمیرات زیرساختی این سیستم های هوشمند و خودکار، شغل های خوبی در آینده نزدیک خواهند داشت.

تخصص در خودکارسازی فرآیندها: در حال حاضر بسیاری از کارخانه ها بخش اعظمی از کارشان را به صورت خودکار و توسط ربات ها انجام می دهند. و البته در پشت صحنه تکنولوژی های بسیاری برای مدیریت و نظارت خودکار به این روند مشغول کار هستند. توسعه دهنده های این حوزه در آینده شغل های خوبی در راستای هوشمندسازی بیشتر و کنترل بهتر این ابزارها خواهند داشت.

برنامه نویسی هوش مصنوعی: شکی نیست که حوزه هوش مصنوعی یکی از پیشروترین مباحث در حوزه تکنولوژی هست و خواهد بود. برای مثال سیری اپل یا بهتر از آن کورتانای مایکروسافت نمونه هایی عالی و البته بسیار ساده از کاربرد و قدرت هوش مصنوعی در صنایع آینده هستند. هوش مصنوعی در تکنولوژی ها و توان ربات های هوشمند آینده تاثیری خواهد گذاشت که تکنولوژی امروز را برای ما مثل یک بازی کودکانه خواهد کرد. دانش برنامه نویسی و بسط این حوزه یکی از موفق ترین شغل های سال های آتی خواهد بود و هم اکنون نیز چنین است.

اگر در پی رسیدن به شغلی وابسته به تکنولوژی در آینده هستید، بد نیست نگاهی دقیق به این حوزه ها داشته باشید. این موارد می توانند تا حدودی به شما کمک کنند که درک بهتری از آنچه پیش خواهد آمد پیدا کنید. در این صورت آینده روشنی انتظارتان را می کشد.

منبع: دیجیاتو

فرار به سمت تحصیلات تکمیلی

علی حضوری / روزنامه ابتکار

سؤالی که از دیرباز در بین دانش آموزان، آن‌هم در کلاس انشا مطرح بوده و هست، این است که «علم بهتر است یا ثروت؟» این جمله به‌ظاهر ساده، از مقطع ابتدایی تا دبیرستان و حتی دانشگاه نیز مورد سؤال است.

سالیان سال معلمان ما مقایسه و انتخاب بین علم و ثروت را به‌عنوان موضوع انشا به ما می‌دادند و از ما می‌خواستند که از بین این دو یکی را انتخاب کنیم.

جواب‌ها بدون استثنا یکی بود. علم از ثروت بهتر است. چون ...

محیط امروزی را می‌توان با رقابت شدید و سخت آن توصیف کرد. در هر ثانیه از روز اختراعات جدیدی صورت می‌پذیرد و روش‌های سنتی، طول عمر کوتاه‌تری پیدا می‌کنند. خبر تازه امروز، یک خبر قدیمی در فردا محسوب می‌شود و کسانی که با تغییرات پیش نروند عقب خواهند ماند. شما باید از تمام منابع موجود خود استفاده کنید تا با زمان پیش روید.

روشی که شما زمان خود را استفاده می‌کنید تعیین‌کننده موفقیت شماست.

یکی از اصول اساسی علم اقتصاد این است که منابع کمیاب می‌باشند. این بدان معناست که هرگاه ما تصمیم به استفاده از یک منبع می‌گیریم، درواقع ما از فرصت استفاده کردن از آن منبع درجایی دیگر و به شکلی دیگر، چشم‌پوشی کرده‌ایم.

این بحث ما را وارد مبحث دیگری به اسم «هزینه فرصت» می‌کند.

هزینه فرصت، هزینه‌ای است که برای فرصت‌های ازدست‌رفته پرداخت می‌شود. هزینه فرصت ارتباط تنگاتنگی با فرایند تصمیم‌گیری و انتخاب دارد.

بدون تردید یکی از مهم‌ترین مسائلی که ذهن جوانان ایرانی را به خود مشغول کرده موضوع ادامه تحصیل است.

آیا باید ادامهٔ تحصیل بدهیم یا بلافاصله بعد از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه وارد بازار کار شویم؟ در هرکدام از این موارد، درواقع هر انتخاب، فرصت انجام دادن کار دیگر را از ما می‌گیرد.

مدرک‌گرایی از اصطلاحات پرکاربرد تحلیلگران مسائل اجتماعی ایران امروز است. رشد شتابان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در اقصی نقاط کشور، فقدان اعضای هیئت‌علمی توانا و متخصص و پذیرش دانشجو در سطوح گسترده موجب انباشت فارغ‌التحصیلان ناکارآمد و بیکاری شده است که تصور می‌کنند با اخذ مدارج علمی بالاتر امکان و شانس دستیابی به مشاغل بهتر را دارند. این در حالی است که رشد و افزایش بی‌رویه دانشجویان و فارغ‌التحصیلان میزان توقعات و خواسته‌های بخش قابل‌توجهی از جوانان نسبت به کیفیت اشتغال را بالا برده است.

سالیانه هزاران نفر دانشجوی فارغ‌التحصیل یا در حال تحصیل در مقطع کارشناسی، خود را برای رقابتی سنگین و نفس‌گیر برای ورود به مقطع کارشناسی ارشد آماده می‌کنند و بخت خود را در این ماراتن علمی به آزمون می‌گذارند؛ اما آیا همه آن‌ها توجیه کافی برای ورود به این مقطع دارند؟

دلایل بسیاری از جوانان برای ادامه تحصیل چیزهایی متفاوت می‌تواند باشد، دلایلی مثل:

  1. 1.     کسب علم و دانش
  2. 2.     فشار خانواده و محیط
  3. 3.     درآمد بیشتر
  4. 4.     شخصیت اجتماعی بالاتر
  5. 5.     بی‌هدفی در زندگی
  6. 6.     همسریابی
  7. 7.     نرفتن به سربازی

 

اما آیا با فرض اینکه اهداف دانشجویان این موارد باشد، آیا آن‌ها می‌توانند به خواسته‌های خود برسند؟

 

  1. 1.     کسب علم و دانش

در حوزه آموزش عالی بیشتر تجربه‌های موجود از نوع سنتی و سخت‌گیرانه دانشگاهی است، بیشتر دروس ارائه‌شده در دانشگاه‌های مربوط به مباحث تئوریک و محض می‌پردازد، اما امروزه هر طالبی می‌تواند سؤال و مسئله موردنظر خود را به‌راحتی و هدفمند از جستجو در اینترنت بیابد، درواقع امروزه اینترنت رقیب جدی برای علوم محض و عمدتاً غیرکاربردی دانشگاه‌ها شده است و هرکسی می‌تواند کاربردی‌ترین مباحث و حتی محض را در لابه‌لای صفحات دنیای مجازی بیابد.

  1. 2.     فشار خانواده و محیط

بسیاری از پدر و مادرها، رؤیاهای محقق نشده خود را در آینده فرزندانشان جست‌وجو می‌کنند. خیلی‌ها هم معتقدند که چشم‌انداز زندگی بزرگ‌سالی فرزندانشان را باید از دوران کودکی برایشان ترسیم کرد تا بچه، هدف داشته باشد.

به همین دلیل است که خیلی از پدر و مادرها، شغل آینده فرزندان خود را تعیین و به وی ابلاغ می‌کنند! 

اساساً هیچ تضمینی وجود ندارد که آنچه تحت عنوان شغل آینده در ذهن فرزندان بارگذاری می‌شود، با مختصات فکری، ذهنی، جسمی و علایق فردی آن‌ها در آینده هم‌خوانی خواهد داشت یا خیر؛ و نیز مشخص نیست که آیا شرایط لازم برای رسیدن به آن هدف، محقق خواهد شد؟ 

القائات بزرگ‌ترها درباره شغل و رشته تحصیلی فرزندان، خط‌مشی ذهنی او را تشکیل می‌دهند و یک گره روانی را در مغز آنان ایجاد می‌کنند تا فرد نتواند در خصوص رشته یا شغل، جهت درست را انتخاب کند. 

 

  1. 3.     درآمد بیشتر

اگر درگذشته نه‌چندان دور داشتن یک مدرک تحصیلی در یک رشته خوب در یک دانشگاه معتبر بهترین دلیل برای یافتن شغل مناسب بود، امروز داشتن مدرک دلیلی برای داشتن شغل مناسب نیست. درواقع دیگر بازار خواهان فارغ‌التحصیلان نیست!

تحصیلات عالی همواره به معنی کارآفرینی نیست و باید این رابطه ساماندهی شود چون خیلی از فارغ‌التحصیلان در ایجاد کسب‌وکار و پیدا کردن فرصت اشتغال ناتوان هستند.

دوره تحصیل دانشگاهی با توسعه مهارت کارآفرینی همراه نیست و مدرک‌گرایی جوانان را عذاب می‌دهد و همه منتظر دولت هستند تا برایشان کار ایجاد کند یا به استخدام شرکت‌های دولتی دربیایند.

متأسفانه سیستم آموزشی ما هنوز طوری است که دانش آموزان دبیرستانی نه‌چندان با رشته‌های دانشگاهی آشنا می‌شوند و نه حتی وقتی آشنا شدند دستگاهی وجود دارد که آن‌ها را به‌جایی که می‌خواهند هدایت کند. برای همین اکثر دانشجوها یا در مورد رشته خودشان اطلاعات کارآمدی نداشته‌اند یا در آن رشته‌ای که می‌خواستند تحصیل نمی‌کنند، به همین دلیل نرخ بیکاری تحصیل‌کرده‌ها نسبت به نرخ کل بیکاری کشور بالا است که در اصل می‌توان این را فاجعه دانست.

به عقیده کارشناسان یکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث به وجود آمدن این شرایط شده است، عدم ارتباط صحیح و منطقی بین دانشگاه و بازار کار است تا جایی که هر یک از این بخش‌ها به‌صورت کاملاً جزیره‌ای و جدا از دیگری کار می‌کند. دانشگاه‌ها امروز در رشته‌های گوناگونی بدون توجه به نیاز واقعی بازار کار، دانشجو تربیت می‌کنند، اما بازار کار تنها به آن بخشی از فارغ‌التحصیلان توجه دارد که بتواند نیاز واقعی خود به نیروی کار را برطرف می‌کند.

 

  1. 4.     شخصیت اجتماعی بالاتر

متأسفانه بسیاری از مشاغل در کشور منزلت اجتماعی خود را از دست داده‌اند، چرا یک جوان به این نمی‌اندیشد که می‌تواند به‌جای رفتن به دانشگاه مشاغلی نظیر لوله‌کشی، نانوایی، برق‌کاری، مکانیکی، آجرچینی، آرماتوربندی، کاشی‌کاری، جوشکاری، آشپزی، شیرینی‌پزی، گلیم‌بافی، نان پزی و بسیاری از مهارت‌های دیگر را پیشه خود کند؟

در ذهن خیلی از جوانان با پرستیژترین شغل استادی دانشگاه است. بسیاری خیال می‌کنند همین‌که یک مدرک دکتری داشته باشند دیگر استاد خواهند شد، درحالی‌که این‌طور نیست و استادی شغل بسیار سختی است و ویژگی‌های خاصی نیاز دارد.

همچنین منزلت اجتماعی سرپوشی می‌شود برای پنهان کردن ضعف‌ها و کاستی‌های دیگری که در شخصیت ماست.

 

  1. 5.     بی‌هدفی در زندگی

جهت تحصیل در هر رشته‌ای علاقه و انگیزه مهم‌ترین فاکتورها است. انگیزه یکی از وجوه زندگی انسان است به‌گونه‌ای که یک فرد برای ادامه زندگی، علی‌الخصوص زندگی اجتماعی، انجام فعالیت و حتی تغییر، نیازمند انگیزه است و بدون انگیزه زندگی بی‌حرکت، سرد و بی‌روح می‌شود.

درواقع همه ما انسان‌ها می‌دانیم که آنچه بشر را به‌سوی فردا هدایت می‌کند همان انگیزه است. به‌این‌ترتیب انسان‌هایی که در فراز و نشیب زندگی انگیزهٔ خود را از دست می‌دهند به‌مرورزمان دچار یک نوع ناامیدی و افسردگی شده و از ادامه راه زندگی بازمی‌مانند. متأسفانه امروزه بی‌انگیزگی به یکی از مهم‌ترین معضلات جامعه ما تبدیل شده است و اکثر نوجوانان و جوانان جامعه یک حالت رکود و بی‌حسی عاطفی  و سردرگمی به سر می‌برند. به دلیل اینکه نوجوانان و جوانان جامعه هدف مشخصی برای خود تعریف نکردند و در امور روزمره و کارهایشان دچار یک نوع بی‌نظمی و سردرگمی  یا به‌عبارت‌دیگر بی‌انگیزه و بی‌هدف شده‌اند. اگر واقع‌بینانه نگاه کنیم می‌توانیم دریابیم که بیشتر فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در کشور ما در رشته خود مشغول به فعالیت نیستند.

  1. 6.     همسریابی:

متأسفانه امروز در جامعه ما شاهد افزایش طلاق‌ها و کاهش ازدواج‌ها هستیم. بر اساس آمارها بیشترین طلاق‌ها در میان ازدواج‌های دانشجویی است. (مهر، سه‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲) اگر این خبر را برای سال‌های اخیر درست ندانیم، بااین‌وجود ازدواج‌های دانشجویی به نظر می‌آید دارای آمار بالای طلاق هستند.

 

  1. 7.     نرفتن به سربازی

بالاخره یک‌روزی شما سرباز خواهید شد، اما بنده حالت دومی را در‌نظر می‌گیرم که شما می‌توانستید بعد از سربازی ادامه تحصیل بدهید، بافرض این حالت می تواند دریافت که بعد از تحصیلات، بهترین زمان برای ورود به بازار کار است، زیرا مطالب دانشگاهی که یاد گرفته‌اید تا مدتی در ذهنتان باقی است؛ اما بعد از سربازی آیا چیزی به یادتان خواهد آمد؟!

اما در انتها اگر فهرستی از 10 انسان موفق که در سطح جهانی یا ملی یا در اطرافیانتان می‌شناسید را ردیف کنید، خواهید دید که آنان تحصیلات و مشاغل گوناگونی دارند و آنچه متمایزشان کرده، نه شغل و تحصیلات خاص که بهترین بودن در حرفه‌ای است که بدان مشغول‌اند. حتی بسیاری از این افراد تحصیلات دانشگاهی موفقی نداشته‌اند و بعضاً اخراجی دانشگاه یا محل کارشان بوده‌اند.

پس سعی کنید همین‌الان، به این مسئله که هدفتان از درس خواندن و ادامه تحصیل و… چیست، خوب فکر کنید و برای این سؤالات پاسخ‌هایی داشته باشید که برای شخص خودتان قابل‌قبول باشد، بعد بر اساس این پاسخ‌ها، اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت خود را بنویسید و برای رسیدن به تک‌تک آن‌ها دنبال راه‌حل بگردید.

این باور را در خود ایجاد کنید که شما مسئول زندگی و اعمال شخصی خود و خانواده‌تان هستید و تنها شما و شما هستید که مسئول تمامی مصائب و مشکلات زندگی خود هستید. پس برای حل آن‌ها باید خودتان به‌تنهایی گام بردارید.

قرار نیست تمام اعضای جامعه تحصیلات تکمیلی غیرضروری را پشت سر بگذارند. بسیاری از مناطق و مشاغل کشور نیاز به تکنسین و افراد ماهری دارند تا با به‌کارگیری ایشان در بخش‌های مختلف تولید چرخه صنعت در کارگاه‌های محلی شکل بگیرد. بسیاری از مشاغل خدماتی اصولاً نیازی به تحصیل در دانشگاه ندارند و افراد با کارآموزی‌های کوتاه‌مدت در مراکز آموزش‌های مهارتی می‌توانند به ایفای نقش اقتصادی خود پرداخته و حرکت به سمت تشکیل خانواده و اشتغال و فعالیت اقتصادی را بی‌جهت به تعویق نیندازند.

 

بیست و پنج سوال برای کشف هدف زندگی و شغل آینده تان

هر انسانی برای زندگی خود اهدافی دارد. هدف داشتن، مانند اعتماد به نفس، ارزش و دلیلی برای ادامه زندگی است و اگر انسان از وجود اهداف زندگی خود آگاه باشد، یا نباشد، به ارزش واقعی آنها خدشه ای وارد نمی شود. درست مانند واقعیت های جهان هستی؛ آگاهی و یا عدم آگاهی ما، باعث هیچگونه تغییری در آنها نمی شود.

 
 
 

 

  اگر در مورد اهداف زندگی خود شک و تردید دارید، اصلا ناراحت نباشید. افراد زیادی هستند که حتی، هدف داشتن را به تمسخر می گیرند! مانند بسیاری از جوانان و شاید خود شما در دوران جوانی!
بسیاری از مردم بصورت شناور بروی جریان زندگی، بدون هدف و برنامه ریزی، مشغول گذران عمر هستند. این امری طبیعی است که انسان روز به روز زندگی خود را سپری کند. یک روز، پر از تنش و عصبانیت و روز دیگر آرام و بدون خشونت، مانند اقیانوسی که در یک گوشه آن طوفان و در گوشه ای دیگر آرام و آفتابی است.
بهر حال، زندگی از بدو تولد تا سنین بلوغ و بزرگسالی و پایان باشکوه آن، بصورت شناور ادامه دارد. آیا این واقعا همان چیزی نیست که همه خواهان آن هستیم؟ یک زندگی بدون تشویش و نگرانی؟
بدون شک این یک زندگی دلخواه است، ولی انسان می تواند بیشتر بخواهد و برای خواست و دریافت بیشتر، به هدف نیازمند است. هدف زندگی!
هدف زندگی، دلیل اصلی قرار گرفتن انسان بروی زمین است. وظیفه ما در روی این کره خاکی چیست؟ احتمالا بیش از آنچه تنها، روز خود را به اتمام برسانیم یا بیش از آنچه تنها، از گذراندن اوقات خود لذت ببریم.
جمله «هیچ پاسخ اشتباهی وجود ندارد»، هنگامی یک جواب خوب است که سئوال در مورد هدف زندگی باشد. چیزی به نام هدف اشتباه در زندگی وجود ندارد و هیچ یک از ما انسان ها، هدف کاملا همسان با یکدیگر نداریم. اهداف زندگی ما، مانند خود ما، یگانه و ویژه است. در اینجا باید توجه بیشتری را بخود معطوف کنیم، چرا که افراد و شرایط بسیار زیادی در صدد دورکردن، و حتی، منصرف کردن ما از اهدافمان هستند.
برای افراد مختلف، اهداف متفاوتی در زندگی وجود دارد. کتاب نوشتن، اتمام مسابقه دو ماراتن، تولید محصولات جدید، انتقال دانش، عکاسی از طبیعت، کاهش فقر و گرسنگی، کمک به همنوع، و...
سایه ای، رنگی، صدایی، زاویه ای میان هر یک از ماست که تفاوت ها را ایجاد می کند.
هر یک از اهداف یاد شده برای یک نفر در گوشه ای از این دنیا، بسیار جدی است و هیچ چیزی نمی تواند میان او و هدفش قرار گیرد. اهداف زندگی، هدیه هستی و به ارمغان آورنده امید و معنا برای انسان است.
چگونه می توان هدف زندگی را، اگر واقعا نمی دانید که چه باید بکنید، پیدا کرد؟ در اینجا 25 سئوال وجود دارند که با پاسخ به آنها، میتوان هدف اصلی زندگی را یافت. این بیشتر یک روش تحلیلی برای پیدا کردن هدف زندگی است. سئوالات کوتاه هستند، ولی جواب ها می توانند طولانی باشند. محدودیت زمانی برای پاسخ به سئوالات وجود ندارد و بهترین هنگام برای پاسخ به این سئوالات، صبح؛ بعد از بیداری کامل از خواب است. قبل از اینکه هرج و مرج زندگی روزمره، ذهن شما را درگیر سازد. بهترین همراه می تواند؛ شنیدن به موسیقی دلخواه در کنار حیوان مورد علاقه خانگی شما باشد، در گوشه ای آرام با شرایطی هماهنگ!
یک) چه چیزی خواست مرا برآورده می کند؟ 
دو) چه چیزی باعث حرکت من می شود؟
سه) چه چیزی برایم  الهام بخش است؟
چهار) چه چیزی در سئوالات 1، 2 و 3 مشترک است؟
پنج) با جواب یه سئوال 4، چه مشکلی از دیگران حل می کنم؟
شش) چه چیزی باعث شکست من می شود؟
هفت) چه چیزی برایم دردآور است؟ 
هشت) چه چیزی مرا اندوهگین می کند؟
نه) چه چیزی در سئوالات 6، 7 و 8 مشترک است؟
ده) با جواب به سئوال 9، چه مشکلی از دیگران حل می کنم؟
یازده) از چه چیزی وحشت دارم؟
دوازده) چه چیزی نگرانم می کند؟
سیزده) چه کاری برای تغییر جواب 11 و 12 می توانم انجام دهم؟
چهارده) با این تغییر، چه کمکی به دیگران می کنم؟
پانزده) چه کاری را با عشق انجام می دهم؟
شانزده) احساسم در زمان انجام جواب 15 چیست؟
هفده) اگر جواب 15 را متوقف کنم، چه می شود؟
هجده) اگر جواب 15 را همیشه انجام دهم، چه می شود؟
نوزده) از چه کاری منزجرم؟
بیست) وقتی کار جواب 19 را انجام می دهم، چه احساسی دارم؟
بیست و یک) اگر کار جواب 19 را متوقف کنم، چه می شود؟
بیست و دو) اگر جواب 19 را برای همیشه انجام دهم، چه می شود؟ 
بیست و سه) چرا اینجا هستم؟
بیست و چهار) وظیفه من در اینجا چیست؟
بیست و پنج) اگر من نباشم و یا کاری انجام ندهم، جهان چه چیزی را از دست می دهد؟
حال چه خواهد شد؟ آیا می خواهید که هدف اصلی خود را در زندگی شناسایی کنید؟ 

منبع: آکادمی تفکر