امید به وجدان پزشک!

 علی حضوری

«وسوگند یاد می‌کنم که:

سلامت و بهبود بیماران را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم بدارم... »

این جملات قسمتی از سوگندنامه پزشکی بود که هر پزشکی آنرا می‌خواند.

وقتی راهتان به بیمارستان سبلان می‌افتد شما هم احتمالاً در بین داروها و عکس‌ها یک کارت ویزیت نیز دریافت می‌کنید! اما کاش فقط به دادن این کارت ویزیت بسنده می‌کردند...

شاید برای شما هم اتفاق افتاده است که برای عمل به این بیمارستان تأمین اجتماعی مراجعه کرده‌اید، بعضی وقت‌ها بسته به شرایط شما، دکترها شما را به یکدیگر معرفی! کرده‌اند. یا مثلاً یکی به شما گفته برای چندین ماه دیگر عمل خواهی شد و اگر خواستی زودتر عمل شوی نوبت فردا بهت می دم در فلان جا!! اما خدا رو شکر این هم اتفاق افتاده که بگویید دست دکتر فلانی واقعاً درد نکنه بدون هیچ حرفی مرا در همان بیمارستان دولتی عمل کرد.

روی سخن این نوشتار پزشکان دلسوز و با وجدان نمی‌باشد که با تکیه بر اصول و با کمترین توقع، دل در گرو بازگرداندن سلامتی به بیماران دارند و وجدانشان را قاضی خود قرار می‌دهند.

اما پیدا می‌شود اندکی که رفتار مناسبی با بیماران ندارند و در مراحل مختلف درمان به جیبشان فکر می‌کنند. صحبت از اقلیتی است که با رفتار غیرحرفه‌ای به نقض مداوم منشور حقوق بیمار اقدام می‌کنند.

در این دوره و زمانه، همه ما می‌بینیم که چقدر بیکاری زیاد و زندگانی برای مردم سخت شده و هزینه‌ها برای مردم چقدر بالا رفته است. تنها حوزه ای که به میزان بسیار کمی آرامش در بین مردم جامعه ایجاد کرده، حوزه سلامت بوده است. در همه کشورهای مترقی جهان، سیاستمداران، بیشترین سرمایه گذاری خودشان را روی سلامت، بیمه همگانی و بحث آموزش می‌گذارند.

فردی که مشمول قانون تأمین اجتماعی است و به خاطر بیمه ای که قبلاً پرداخت کرده است و توان پرداخت هزینه‌های عمل خاصی را ندارم، به ناچار به بیمارستان تأمین اجتماعی سبلان مراجعه می‌کند، هرچند می‌داند آنجا، کیفیت فدای کمیت شده است؛ اما پیشنهاد ملاقات و یا عمل در مطب و بیمارستان دیگر، چرا باید باشد؟!

فارغ از این بحث، بخش اعظمی از عمل جراحی که در بیمارستان دولتی توسط پزشکان متخصص انجام می‌دهند، بر دوش دستیاران است. بعد از جراحی نیز بعضی‌ها! به خانواده بیماران توصیه می‌کنند برای ملاقاتی کوتاه و بسیار گذرا با دکتر به مطب خصوصی وی مراجعه کنند و با پرداخت ویزیت، شرح حال بیمار بدحال بستری‌شان را به مطب دکتر برسانند!

ظاهراً بعضی‌ها فکر می‌کنند کسی که به بیمارستان تأمین اجتماعی مراجعه می‌کند هیچ مبلغی پرداخت نمی‌کند. اما آیا واقعاً پولی پرداخت نکرده است؟!

براساس بند الف ماده ۴ قانون تأمین اجتماعی، کلیه افرادی که به هر عنـوان در مقابــل دریافت مزد یا حقوق کار می‌کنند مشمول قانون تأمین اجتماعی می‌شوند و کارفرما طبق ماده ۳۶ همین قانون مسئول پرداخت حق بیمه سهم خود و بیمه شده به سازمان است و مکلف است در موقع پرداخت مزد یا حقوق و مزایا، سهم بیمه شده را کسر کند و سهم خود را بر آن بیفزاید و به سازمـــان پرداخت کند.

همچنین در ماده ۲۳ قانون کار آمده اســت: کارگر از لحــاظ دریافت حقوق یا مستمری‌های ناشــی از فوت، حمایت در برابر حوادث، بیماری‌ها و بارداری، بازنشستگی، بیکاری، تعلیق، ازکارافتادگی کلی و جزئی و یا مقررات حمایتی و شرایط مربوط به آن‌ها تابع قانون تأمین اجتماعی خواهد بود.

با توجه به این دو ماده، در مجموع ۳۰ درصد حداقل حقوق و یا مجموع دریافتی این افراد در هر ماه باید به عنوان حق بیمه پرداخت شود؛ یعنی اینکه قشر متوسط به پایین، خود را بیمه می‌کنند تا اگر مشکلی در حوزه سلامت گریبانگیرشان شد امیدشان به بیمارستان تأمین اجتماعی باشد. البته اگر آهی در بساط می‌داشتند، مدت‌ها قبل در مطب‌ها،‌ خدمت پزشکان می‌رسیدند.

اما در حال حاضر دفترچه بیمه‌های درمانی آیا در بیمارستان‌های خصوصی و بیمارستان‌های دولتی اعتباری دارند؟!

آیا پولی که از فروش خانه و یا ماشین یک بی نوایی برای یک عمل جراحی گرفته می‌شود، راه درستی است؟!

سهم وزارت بهداشت به عنوان نهاد عالی دولتی، تسهیل کننده امور سازمان نظام پزشکی تعریف شده و به طور معمول وزارت بهداشت از اراده و توان لازم برای ایجاد تغییرات بنیادین در این سیستم برخوردار نیست. از طرف دیگر بنده مقام قشر پزشکان را والاتر از نظارت دولتمردان می‌بینم! احترام پزشکان و حفظ حرمت آن‌ها لازم است زیرا اعتماد و احترام به آن‌ها، بخشی از درمان است.

اما رابطه پولی بین پزشک و بیمار منجر به کاهش محبوبیت جامعه پزشکی خواهد شد و حرمت این شغل مقدس متاسفانه خدشه دار خواهد گشت!

نباید این نکته را نیز فراموش کرد که تعدادی از پزشکان هستند که در این مقوله هیچ‌گاه نمی‌گنجند و ما دستشان را می‌بوسیم. آن‌هایی که اخلاق و وجدان کاری را سرلوحه خود قرار داده‌اند و روزی این تجارت ضد بشری را پایان خواهند داد. اما امروز ظاهراً فضای جامعه پزشکی کشورمان متأثر از رفتارهای تعداد اندکی از پزشکان متخصص و متمول است که به قوانین و قواعد اخلاقی، انسانی و حرفه ای بی اعتنا هستند.

در میان مشاغل مختلف، پزشکی به نوعی منحصر به فرد است، چراکه به طور مستقیم با جان انسان‌ها سر و کار دارد و به همین دلیل اخلاق جزیی جدایی ناپذیر از علم پزشکی تلقی می‌شود، به همین دلیل است که نه تنها در شغل پزشکی بلکه در بسیاری از حرفه‌هایی که مسئولیت اجتماعی سنگینی پشت آن است، وقتی از سوگندنامه حرفه ای سخن به میان می‌آید، وجدان حرفه ای نیز بخش جداناپذیر این سوگند به حساب می آید. در حرفه پزشکی نیز چون پزشکان به طور مستقیم با درد، بیماری و جان مردم سر و کار دارند موضوع وجدان اخلاقی نقش پررنگ تری ایفا می‌کند. وجدان حرفه ای، همان حسی است که به هر شغل و حرفه ای احساس تعهد و مسئولیت می‌دهد؛ تا آنجا که اگر پای وجدان حرفه ای در هر شغلی به میان بیاید، وقتی مسئولیتی به کسی واگذار می‌شود آن را به بهترین نحو ممکن انجام می‌دهد.

لذا مردم فقیر تنها امیدشان به وجدان بیدار پزشکان است و امیدوارم روزی همه پزشکان بدون هیچ تردیدی، دوباره باافتخار سوگند یاد کنند که:

سلامت و بهبود بیماران را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم بدارم.

 

 

 

لزوم تغییر اساسی پایه توسعه استان به گردشگری و تجارت خارجی

علی حضوری/ نشریه اردبیل فردا 

پایه توسعه اصلی استان بر محور کشاورزی تعریف شده ولی هنوز کشاورزی این منطقه از حالت سنتی خارج نشده است، همچنین در سال های اخیر تراز آبی دشت اردبیل پایین آمده است و احتمال دارد اردبیل در سال های نه چندان دور دچار کم آبی شود لذا لزوم بازنگری اساسی در مقوله پایه توسعه استان اردبیل ضرورت پیدا می کند.

صنعت گردشگری با توجه به وجود ظرفیت های بالفعل و بالقوه در استان به همراه تجارت خارجی و داشتن مرز طولانی می تواند در توسعه استان اردبیل نقش اساسی را بازی کند..

امروزه صنعت گردشگری به یکی از بزرگ ترین و پردرآمدترین بخش های اقتصادی جهان تبدیل شده است، صنعت گردشگری با ویژگی های خاص خود صنعتی پویا با آینده ای روشن تلقی می شود.

سرمایه گذاری در این صنعت در تمام مناطق دارای جاذبه های توریستی روبه افزایش است، این صنعت دارای درآمدهای بالا و پاکیزه است، همچنین اشتغال زایی در این صنعت بالا بوده و نیروی انسانی موردنیاز آن محتاج به آموزش بلندمدت نیست، این صنعت آن چنان در توسعه اقتصادی-اجتماعی کشورها اهمیت دارد که اقتصاددانان آن را صادرات نامرئی نامیده اند.

گردشگری به عنوان یک عامل اقتصادی عمده و بسیار مؤثر در سال های اخیر موردتوجه قرار گرفته و می تواند موجبات توسعه اقتصادی در برخی از کشورها و مناطق درحال توسعه و توسعه نیافته را فراهم آورد، در این زمینه لزوم توجه به توسعه گردشگری در همه ابعاد و به طورکلی گردشگری پایدار در گرو برنامه ریزی و سیاستگذاریهای جامع است.

از طرفی اگرچه گردشگری یک فعالیت بین المللی است، اما بسیاری از افراد و سازمان ها در بازار محلی یا ملی در این بخش اشتغال دارند و درنتیجه گردشگری داخلی در چرخه اقتصاد ملی جایگاه عظیمی دارد.

از طرف دیگر امروزه همزمان با نهادینه شدن و طولانی تر شدن حق استفاده از مرخصی با حقوق و کاهش ساعات کار هفتگی میزان استفاده از تعطیلات کوتاه مدت افزایش چشمگیری یافته است و درنتیجه گردشگران و افرادی که قصد گذران اوقات فراغت خود را دارند برای سفر به مکان های مختلف تمایل بیشتری دارند، این تغییر الگو در استفاده از تعطیلات که ناشی از وجود زمان فراغت بیشتر است منجر به رشد گردشگری شده است.

تنوع ابعاد و پیچیدگی های صنعت گردشگری متناسب با مناطق جغرافیایی زمینه های ویژه ای برای برنامه ریزی و مدیریت گردشگری ایجاد کرده است، در مناطق مستعد توسعه صنعت گردشگری باید به دنبال عوامل محرک جریان گردشگری بود، توسعه گردشگری راه حل کلی برای رفع همه مسائل نیست اما راهبردی مناسب برای توسعه پایدار و کاهش محرومیت مناطق پیش روی برنامه ریزان قرار خواهد داد.

صنعت گردشگری برای استان اردبیل که دارای بودجه کشوری پایین اما دارای طبیعت زیبا با خصوصیات اقلیمی و آب وهوایی ویژه و جاذبه های تاریخی زیادی است می تواند به مهم ترین منبع کسب درآمد تبدیل شود مشروط به اینکه برنامه ریزی صحیح و همه جانبه توأم با آینده نگری برای آن تنظیم و اجرا شود.

تمام شهرهای استان قابلیت های بالقوه توسعه و سرمایه گذاری در بخش گردشگری را دارا می باشند، وجود منابع طبیعی، آثار تاریخی، آب های معدنی و ... در سطح استان ، اردبیل را به لحاظ توسعه صنعت گردشگری در شرایط مناسبی قرار داده است.

به نظر کارشناسان، این صنعت از توسعه ای که شایسته استان است برخوردار نبوده است، اردبیل به عنوان یکی از هشت قطب اصلی گردشگری و برخورداری از قابلیت های غنی درزمینه های مختلف تاریخی، فرهنگی و طبیعی در تحقق محورهای توسعه صنعت گردشگری با مشکلاتی روبرو است، توسعه گردشگری در این منطقه همواره با موانعی نظیر موانع ساختاری، زیربنایی، اجتماعی- فرهنگی و ... روبرو است.

از موانع اصلی در توسعه گردشگری در استان می توان موارد زیر را برشمرد:

1- رهاسازی بافت سنتی منطقه

می توان اکثر گردشگران را که استان اردبیل را به عنوان یکی از مقاصد گردشگری خود لحاظ می کنند خسته از شرایط شهری و سروصدا ی آن در نظر گرفت زیرا پیش فرض هایی که در ذهن اکثر گردشگران از اردبیل است، طبیعت زیبا و آب وهوایی خنک و آب های معدنی سرعین است، لذا جذابیت هایی مانند غذاهای سنتی، گلیم بافی و بازارهای سنتی به سبک معماری قدیمی و هر چیزی که جز سنت این منطقه است نباید جای خود را به هتل های پرزرق وبرق بدهد.

این معنا و مفهوم ندارد که بخواهیم با مدرن سازی آنچه متعلق به فرهنگ این منطقه است نابود کنیم، به دلیل اینکه فرهنگ و بافت این استان برای گردشگران (به ویژه گردشگران بین المللی) دارای حائز اهمیت فراوانی است.

2- نبود راهنمایان متعدد و آگاه

مسئله بسیار مهم که در مورد بخش گردشگری باید موردتوجه قرار بگیرد داشتن راهنمایان متعدد و آگاه است چون گردشگران غیربومی از شرایط استان باخبر نیستند و کلام و گفتار راهنما آینه تمام نمای شرایط استان می شود، توریست های غیربومی علاوه بر جاذبه های طبیعی و تاریخی دنبال ارزش ها و اعتقادات مردم استان نیز هستند و درنتیجه راهنما باید مورخ، ادیب و متعهد نیز باشد.

3- توسعه نیافتگی مسیرهای ارتباطی

یکی از مؤلفه های اصلی و عمده در جذب گردشگر توجه به مسئله ترابری است که از این لحاظ استان اردبیل در تنگنای بسیار شدیدی قرار دارد، استان اردبیل از شرایط ناوگان حمل ونقل ریلی و هوایی و جاده ای خوبی برخوردار نیست، لذا لزوم توجه ویژه به این مقوله احساس می شود.

4- نبود مکمل های گردشگری

افزایش ماندگاری مسافران یکی از مهم ترین بحث های رونق گردشگری است، ترک زودهنگام توریست ها به دلیل کمبود امکانات اقامتی و تفریحی یکی از موانع اساسی توسعه گردشگری اردبیل است، مثلاً سرعین به عنوان نگین گردشگری اردبیل هنوز اقتصادی نشده و باید برای اقتصادی کردن و استفاده از ظرفیت گردشگری سرعین در این حوزه برنامه ریزی جامعی صورت پذیرد و تعداد روزهای مراجعات مسافران در طول سال و افزایش اقامت آن ها مدنظر قرار گیرد.

5- موانع جذب سرمایه گذاری

دولت در مناطق نمونه گردشگری سرمایه گذاری نمی کند، از طرف دیگر آماده نبودن بسترهای فیزیکی و اقتصادی مناسب برای جذب سرمایه گذاری های خصوصی در این حوزه از مشکلات بزرگ استان اردبیل است، همچنین عدم تمایل بخش خصوصی به سرمایه گذاری به علت عدم سودآوری، اقدامات سلیقه ای و محدودکننده از سوی برخی مسئولین از دیگر موانع موجود است، به عنوان مثال مشکلات پیش آمده برای سرمایه گذار آذربایجانی راه را برای سرمایه گذاری های بعدی خواهد بست لذا باید با ایجاد اعتماد و تضمین در سرمایه گذار، در تمامی مراحل باید در سرمایه گذاری یاری و راهنمایی شوند.

6- تبلیغات ضعیف فرا استانی

امروز قدرت تبلیغات به حدی نمایان است که اکثر سازمان ها و شرکت هایی که اهمیت این موضوع را به طور کامل درک کرده اند سالانه بودجه ای را بدین منظور اختصاص می دهند، فقدان یک شبکه رسانه ای و ارتباطی به زبان ملی یا بین المللی برای تبلیغات درزمینه گردشگری برای معرفی ویژگی ها، جذابیت ها و توان های بالقوه و بالفعل جاذبه ها از ارکان اساسی صنعت گردشگری بوده و معیاری است برای تعیین ظرفیت پذیرش گردشگران، برنامه ریزی توسعه بازار و مدیریت بازاریابی.

لذا برنامه ریزان این حوزه بایستی شیوه های نوین آگاه سازی و تبلیغات مربوط به گردشگری استان را پیاده سازی کنند، همچنین حضور در نمایشگاه های مختلف مربوط به گردشگری، باید از اولویت های اقدامات تبلیغی باشد.

بطورکلی همه این موانع به علت فقدان یک برنامه جامع و استراتژیک و همچنین مشخص نبودن هدف ها و سیاست های صنعت گردشگری در استان در قالب یک برنامه اجرایی به وجود آمده است، برای ورود هر توریست مؤلفه هایی چون امنیت، ارائه خدمات بهینه، میراث غنی تمدنی، تنوع آب وهوا، تنوع فرهنگی و ...موردنیاز است که با فقدان هرکدام از این موارد ورود گردشگر با مشکل و اختلال مواجه خواهد شد.

درآمدزایی این صنعت نسبت به هزینه های ناچیز آن بسیار بالاست، امروزه یکی از قوی ترین نگاه ها در سطح بین الملل برای توسعه توریسم بعد اقتصادی توریسم است، صرف داشتن آب های گرم منطقه سرعین یا آب وهوای مساعد اردبیل نمی تواند کلیه اقشار مردم را به این منطقه بکشاند، گردشگران باید لذتی به یادماندنی را تجربه کنند و امکانات و خدماتی فراتر از انتظارشان داشته باشد، برخورد حرفه ای و ارزشمند حداقل انتظار گردشگران از میزبانان خود هست.

گردشگر با توجه به وضعیت خاص خود مستقیماً با برخوردهای مردمی سروکار دارد و ایجاد تسهیلات لازم و ارائه خدمات رفاهی هر چه بیشتر به گردشگران، رابطه مستقیمی با ساختار سیاست گذاری های مدیریتی دارد، تنوع فعالیت های مربوط به صنعت گردشگری باعث خواهد شد تا رونق این بخش، اثرهای اقتصادی بالایی را برای اقتصاد منطقه ایجاد کند، ازجمله این فعالیت ها دفاتر خدمات مسافرتی و تور گردانی، حمل ونقل، هتل ها، مهمان سراها، رستوران ها، فروشگاه های محصولات صنایع دستی، اقلام سوغاتی و ... است.

امید است مسئولان این بخش بخصوص سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با حرکت مثبت در مورد این بخش و استفاده از نظرات متخصصان توسعه، باعث رونق بیشتر این صنعت اشتغال زا و پردرآمد شود.

این موضوع بخصوص ازآن جهت که در استان نرخ بیکاری بالایی وجود دارد لازم است روزبه روز به صورت جدی تری مورد توجه قرار بگیرد، همچنین امروزه گردشگری سلامت ازجمله رو به رشدترین بخش های صنعت گردشگری جهان است، ضرورت توسعه این بخش در استان به دلیل وجود شرایط بالقوه و ایجاد تسهیلات لازم برای پذیرش بیماران ازجمله بیماران خارجی در بیمارستان ها و مراکز تخصصی، آینده توریسم این منطقه را می تواند دگرگون کند'.

قرار است چه کسی باعث توسعه اردبیل ‌شود؟!/نگاهی به مشکلات مهاجرت نخبه‌های اردبیل

علی حضوری

اردبیل که به شهر چشمه‌های بهشتی معروف است و دارای پتانسیل‌های گردشگری و کشاورزی و... زیادی است، با مشکلی روبرو است که مطمئنن این مشکل، راه را برای توسعه این استان بسته است. مشکلی بنام مهاجرت نخبگان!
امروز بسیاری از ساکنان این شهر و استان به دلیل عدم رونق اقتصادَی، بیکاری، نبود زیرساخت‌ها و ... مهاجرت به شهرهای بزرگ‌تر را ترجیح می‌دهند. جوانانی که با شوق و اشتیاق تمام مشقت و سختی‌های دوران تحصیل را به جان خریده‌اند تا بتوانند با اندوخته دانش خود برای شهر خود مفید واقع شوند اما بعد از گذر از دوران تحصیل و دیدن چنین وضعیت نابسامانی، مهاجرت را بهترین عامل فرار از بیکاری می‌دانند.
موضوع مهاجرت یکی از مسائلی است که اغلب جوان‌هایمان فکر آن را در سر دارند. به عبارتی این عده در اندیشه به دست آوردن زندگی بهتر درجایی دور ازاینجا هستند و این مهاجرت به سطح فرهنگی و فکری و اقتصادی شهر تاکنون آسیب جدی وارد کرده و می‌کند.
آنچه امروزه به‌واقع اتفاق می‌افتد، یک پدیده بسیار ساده است. کالای باارزشی تولید می‌شود اما ظرفیت نگه‌داری از آن در این شهر وجود ندارد و این نیرو و کالا رانده می‌شود. این شرایط نوعی اخراج است.
افراد نخبه شهر که بزرگ‌ترین سرمایه‌های انسانی و از عوامل توسعه هستند، به دو طریق از این استان خارج می‌شوند. عده‌ای برای ادامه تحصیل به‌خصوص در مقاطع بالا، به شهرهای بزرگی می‌روند و عده دیگر کسانی هستند که تحصیلات خود را به پایان رسانده‌اند. دسته اخیر افرادی هستند که انگیزه‌های دیگری جز مسائل علمی دارند. این عده در صورت رفع دغدغه‌هایشان در شهر خودشان می‌مانند.
این نخبه‌ها وضعیت شهرهای بزرگ را با اینجا می‌سنجند و بنابراین در انتخاب مسیر آینده‌شان جایی برای استان باقی نمی‌ماند.
نکته مهم این مسئله، مهاجرت قشر سازنده، پرتحرک و آینده‌ساز این استان می باشد که همان قشر جوان و دانش اندوخته و صاحب علم و تجربه است. با خروج این نیروی تحصیل‌کرده که دارای ارزش‌افزوده بسیاری است، لطمه‌ای غیرقابل‌جبران به استان وارد می‌شود؛ و باعث کند شدن آهنگ پیشرفت این شهر می‌شود و نبود این قشر سازنده، تحرک و پویایی را از این شهر می‌گیرد.
بنابراین اگر اردبیل می‌خواهد بیش از این در جامعه ایران عقب نماند، باید بی‌اعتنایی به این سرمایه را کنار بگذارد!
اغلب کسانی که از این استان مهاجرت نموده‌اند به میل باطنی و یا علاقه شخصی این کار را نمی‌کنند، زیرا تعصب این مردم به استانشان روشن است. درواقع هیچ‌وقت یک شخص زادگاه و محل زندگی خود را که سرشار از خاطرات ریزودرشت و تعلقات معنوی و هم‌جواری با بستگان و خویشاوندان خود است را با شهر دیگر هرچند مدرن و پیشرفته عوض نمی‌کند.
مهاجرت نخبه‌ها عملی حسابگرانه است؛ به‌عبارت‌دیگر، هرچقدر جاذبه‌های مقصد و دافعه‌های مبدأ بیشتر باشد و فرد ازنظر ذهنی گرایش و آمادگی برای مهاجرت داشته باشد و منافع مهاجرت را نسبت به هزینه‌ها و مشکلات آن بیشتر بداند، احتمال مهاجرتش افزایش می‌یابد.
اگر از افرادی که وارد شهرهای بزرگ و کلان‌شهرها می‌شوند نظرسنجی صورت بگیرد که دلیل مهاجرت شما چیست؟ اکثر آن‌ها نداشتن فرصت شغلی و تحصیلی در شهرهای خود برای افزایش درآمد و بهره‌گیری از رفاه اجتماعی بالاتر را دلیل اصلی مهاجرت خود می‌دانند و بواقع این افراد برای به دست آوردن درآمد بیشتر و زندگی بهتر و بهره‌مندی از رفاه اجتماعی و امکانات بالاتر چاره‌ای جز گسیل شدن به سمت شهرهای بزرگ را نمی‌یابند.
استان‌هایی همچون تهران و البرز دارای مهاجران زیادی از اردبیل بوده‌اند. این واقعیتی ناراحت‌کننده است که این جمعیت برخلاف میل خود و تنها به خاطر اشتغال و کسب درآمد شهر و دیار خود را رها کرده در شهرهای بزرگ ساکن شده‌اند که اگر این جمعیت می‌توانست در شهر و دیار خود سکونت پیدا کند منشأ تحولات بسیاری می‌شد.
به‌طورکلی می‌توان دلایل مهاجرت نخبگان را در درجه اول نبود فرصت‌های شغلی مناسب و رشدهای علمی مساعد نام برد. یکی دیگر از عوامل خروج این سرمایه‌ها عدم شناخت قدر و منزلت تحصیل‌کرده‌ها و نوع برخورد با آن‌هاست. همچنین عدم شایسته‌سالاری در اشتغال بخش‌های دولتی و واگذاری مشاغل بر اساس رابطه تا ضابطه از دیگر عواملی هستند که به مهاجرت نخبگان از استان کمک کرده است.
و اما راهکار...
متأسفانه این استان باوجود استعدادهای مختلف نیروی انسانی، کشاورزی، گردشگری و صنعت، هیچ‌گونه سرمایه‌گذاری کلان از بخش دولتی و بخش خصوصی نداشته است که تنها اگر فقط در حوزه گردشگری و یا کشاورزی هم در این شهرستان سرمایه‌گذاری می‌شد شاهد این‌همه عقب‌افتادگی و مهاجرت از این استان نمی‌بودیم.
سال‌هاست استان اردبیل نتوانسته است از بودجه‌های کلان دولتی بهره‌ای ببرند که تاکنون هیچ صنعت و یا طرح زیر بنایی مهم و تحول‌آفرینی در این شهرستان به وجود نیامده است که از این‌همه مهاجرت و نابسامانی جلوگیری کند در همین ارتباط نیز زمزمه‌هایی از استعفای دسته‌جمعی نمایندگان اردبیل را قبلاً شنیده‌ایم. همچنین مشکلات مربوط به کارخانه ذوب‌آهن و سبلان پارچه و کشت و صنعت مغان و... بارها خبررسانی شده است.
برای نجات این شهر و چاره‌جویی برای جلوگیری از مهاجرت بی‌رویه نخبگان آن در وهله اول باید ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های شهر شناسایی شود و در مراحل بعدی از دانش و تجربیات نخبگان و افراد تحصیل‌کرده در این شهر و افراد مقیم در سایر شهرهای کشور استفاده گردد. همچنین گردآوری سرمایه‌های بخش خصوصی بخصوص افراد بومی و علاقه‌مند و دل‌سوخته می‌تواند این شهر را از وضعیت نابسامان فعلی بیرون ببرد و این مهم به عواملی همچون وحدت و همدلی مردم و مسئولان شهر، قانع نبودن به وضع کنونی و موجود اقتصادی و معیشتی و نگاه ویژه مسئولین استانی و کشوری وابسته است.
برای جلوگیری از مهاجرت این نخبه‌ها و جبران خسارت‌های ناشی از آن، باید اقدامات جدی در این زمینه صورت گیرد؛ برخی اقدامات کوتاه‌مدت و برخی نیز نیازمند برنامه‌های زیربنایی و بلندمدت است. با توجه به اینکه عموماً بیشتر مهاجرت‌ها بر مبنای دستیابی و ارتقاء سطح زندگی در جهات مختلف چون دستیابی به شغل با امنیت بالا، رفاه بیشتر و افزایش سطح تحصیلات و استفاده از امکانات اجتماعی مدنظر است، راهکار اساسی و مؤثر برای جلوگیری از این پدیده ایجاد شرایط مناسب کار و دستمزد کافی و از بین بردن بی‌عدالتی و تبعیض است.
در عرصه برنامه‌ریزی توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی استان نیز باید شرایطی فراهم باشد که همه افراد فرصت‌های شغلی برابر و مساوی برای حضور در مشاغل دولتی داشته باشند و از این نظر در تنگنا قرار نگیرند و تلاش برای افزایش نظام شایسته‌سالاری صورت گیرد.
همچنین ارائهٔ سازوکارهای کنترلی به‌منظور تعدیل و تطبیق پرورش نیروهای متخصص در جامعه برحسب فرصتهای شغلی و نیازهای بازار کار و بومی‌سازی رشته‌های دانشگاهی و تلاش برای پیوند صنعت و سازمان‌های موجود با دانشگاه‌های استان از دیگر وظایف مسئولان دانشگاهی و استانی است.
تدوین مقررات تسهیل‌کننده در امر کارآفرینی برای صاحبان تخصص، ایجاد شرایط ازدواج سریعتر برای نخبگان برای ایجاد پیوندهای مستحکمتر شخص و توجه رسانه‌های استانی به مشکلات مادی و معنوی این نخبگان از راهکارهای دیگر کنترل این مهاجرت مضر است.
در پایان بد نیست نگاهی به سیستم جذب نخبه ژاپن نگاهی بیندازیم. در این کشور دولت این کشور سالانه چند صد نفر از دانش‌آموختگان رتبه یک دانشگاه توکیو در علوم مختلف را بلافاصله جذب دستگاه اجرایی کشور می‌نماید و این دانشجویان ممتاز به‌عنوان کارشناسان ارشد و مدیران میانی سازمان‌های اداری ژاپن به‌تدریج مراحل تجربی کار را نیز آزموده و نهایتاً مغزهای تشکیلات اجرایی ژاپن را تشکیل می‌دهند. اینان آن‌چنان تربیت شده‌اند که ساعت‌ها پس از پایان کار اداری رسمی تا پاسی از نیمه‌شب در محل کار خویش به اندیشه و تدبیر در امور مشغول‌اند، به‌گونه‌ای که مردم به این نخبگان دلسوز لقب قهرمانان ملی و یا فداییان ملت ژاپن داده‌اند و به‌نوعی می‌توان گفت که سکان‌دار اصلی توسعه و پیشرفت ژاپن به شمار می‌روند؛ البته در برابر این تلاش‌ها دولت نیز متعهد به انجام خدماتی ویژه به آن‌هاست.
همچنین در داخل کشور نیز، این فرهنگ کار و مدیریت نخبه پرور اصفهانی‌هاست که این استان را از استان های سرآمد کشور کرده است. حال سؤال اساسی این است که آیا شایستگان و نخبگان ما، در مدیریت استانمان نقشی ایفا می‌کنند؟!

سرطان حسادت در شهر!

علی حضوری/ نشریه اردبیل فردا

فلانی همش کار می کنه! فلانی روز و شب نداره! فلانی وضع مالی‌اش عالیه! این‌ها جملاتی هستند که همراه با عصبانیت بیان می‌شوند. جملاتی که برایمان آشنا هستند. جملاتی که می گویند: او برد و من ماندم! حرف‌هایی که بارها در خانه‌ها، خیابان‌ها، شرکت‌ها و بازارهای اردبیل تکرار می‌شود!
اما چرا ما باید از پیشرفت دیگران نه تنها خوشحال نشویم، بلکه در بسیاری از مواقع حالت اندوه و خشم به ما دست بدهد؟
برای بسیاری از ما پیش آمده است که گاهی دچار احساس حسادت نسبت به شخص دیگری شویم. حسادت، احساسی است که با تلخی و ناراحتی تجربه می‌شود و درواقع ترکیبی از احساسات متفاوتی مانند حقارت، عصبانیت، کینه و نفرت است.
لقمان به فرزندش گفت: حسود را سه نشانه است: پشت سر غیبت می‌کند، روبه رو تملّق می‌گوید و از گرفتاری دیگران شاد می‌شود.
انسان حسود، علاوه بر این که آنچه دیگری دارد می‌خواهد، آرزو و خواستهٔ او این است که طرف مقابلش اصلاً آن چیز را نداشته باشد و از نارحتی و نداری شخص مورد نظرش احساس رضایت می‌کند. به عبارتی خیرخواهی از حسود محال است.
چرا اگرکسی در این شهر موفق شود ، در سطوح مختلف خانوادگی و محله ای و کاری و اجتماعی و ... مورد حسد قرار می‌گیرد و چندی نمی‌گذرد که به دست حسودان خیرخواه عزیزش با سر به زمین زده می‌شود! اما این حسودان چگونه موجوداتی هستند؟
حسادت به معنی آرزو کردن زوال نعمت از کسی است که آن را به دست آورده است. شخص حسود کسی است که از وجود نعمت، شادکامی، موفقیت و پیشرفت دیگران در حیطه‌های مختلف، مورد توجه واقع شدن دیگران توسط فرد یا افراد دیگر و ... ناراضی است و دوست ندارد که دیگری از نعمت یا آسایش برخوردار باشد. حسادت در نهایت تبدیل به ناتوانی و احساس کمبود در شخص حسود شده و او را دچار حقارت می‌کند. در واقع حسود معمولاً سعی دارد تا با بی اعتنایی و انتقاد از رقیب، او را از صحنه بیرون کند تا موقعیت خودش را مستحکم کند.
یکی از دلایل حسادت، ترس از مقایسه شدن است؛ اما چرا مقایسه شدن، انسان‌ها را می‌ترساند؟ چون می‌ترسند که در نهایت و پس از این مقایسه بدتر به نظر برسند. معمولاً افراد حسود با سؤالی مواجه هستند که دائم آن را با خود تکرار می‌کنند؛ «من چه چیزی از او کمتر دارم؟» و بدین ترتیب اسیر احساس بی‌کفایتی و ترس از آن می‌شوند.

اگر شما هم به دیگران حسادت می‌کنید، تنها به این دلیل است که خود را کامل و لایق نمی‌دانید. همیشه فکر می‌کنید چیزی کم دارید و دیگران بهتر از شما هستند و توانایی‌ها و قابلیت‌های بیشتری از شما دارند.
حسادت چه بلاهایی سرتان می‌آورد؟
به طور خلاصه، باعث از دست رفتن دوستان نزدیکتان می‌شود، روابط خانوادگی‌تان دچار مشکل می‌شود.
حقارت خود را نشان می‌دهید. سلامتی‌تان را به خطر می‌اندازید. اگر به فکر چوب لای چرخ گذاشتن بیافتید احتمالاً سر از زندان هم دربیاورید! و اما چون موارد مذکور را تجربه می‌کنید، حس تنهایی دائمی هم به سراغتان می آید و در آخر صفت « منفور» به افتخاراتتان اضافه می‌شود.
آیا باز مایلید به «فلانی» حسادت بورزید؟! ما ازآنجایی‌که حدس می‌زنیم، بعضی از خوانندگان فهیم ما، هشدارمان را جدی گرفته باشند، چاره‌اندیشی برای مبارزه با آن را ضروری دانسته و توصیه‌هایی را در اینجا می‌آوریم.
شخصاً معتقدم بسیاری از مشکلاتی که خیلی از ماها درگیرش هستیم مشکلات فرهنگی و اجتماعی و تربیتی است. دلیل اصلی حسادت، داشتن احساس منفی نسبت به خودتان و نداشتن اعتمادبه‌نفس لازم است. این عادت در طول دوران زندگی شما پرورش یافته اما شما با آن متولد نشده‌اید؛ به همین دلیل هم می‌توانید یاد بگیرید که چگونه می‌توان به خود اعتماد داشت و خود را باور کرد.
یکی از روش‌های تربیتی موردعلاقه بسیاری از والدین مقایسه کودک با هم سن و سال‌های اوست؛ «از برادرت یاد بگیر! از پسر همسایه یاد بگیر!». هدف والدین از این مقایسه‌ها ترغیب فرزندشان برای رشد بیشتر و دقت بالاتر در انجام کارهاست؛ اینکه توقع دارند فرزندشان همیشه مطیع باشد و به حرف آن‌ها توجه کند، ولی نمی‌دانند این کار ممکن است چه تأثیر بدی در او داشته باشد.

مقایسه‌شدن با دیگران به ما نشان می‌دهد که دو نوع انسان وجود دارد؛ خوب و بد، دوست‌داشتنی و مورد نفرت، فعال و تنبل، خجالتی و اجتماعی و اینکه ما بایستی مانند دیگران خوب و محبوب و دوست‌داشتنی به نظر بیاییم؛ بنابراین از همین‌جا نخستین نشانه‌های حسادت در ما شکل می‌گیرند؛ «چرا من به‌خوبی او نیستم؟». بدین ترتیب ما هنگام بزرگ‌سالی هم دائم خود را با دیگران مقایسه می‌کنیم و به دنبال این هستیم که بدانیم دیگران صاحب چه چیزهایی هستند که ما نیستیم؛ پول بیشتر، زیبایی بیشتر، کار بهتر و...؛ بنابراین همیشه حسرت می‌خوریم که چرا نمی‌توانیم مانند دیگران موفق باشیم؟! اما فراموش می‌کنیم که همیشه از لحاظ موقعیت، کار و ... شخص بهتری از ما وجود دارد؛ بنابراین اگر ما بخواهیم دائم خود را با بقیه مقایسه کنیم باید همیشه غبطه بخوریم و در مواقعی نیز حسادت بورزیم!
درواقع بزرگ‌ترین مشکل افراد حسود این است که به‌صورت اغراق‌آمیزی درباره زندگی و شرایط دیگران قضاوت می‌کنند، خوبی‌ها و شادکامی‌های آنان را بزرگ‌نمایی می‌کنند و مشکلات و سختی‌های زندگی آن‌ها را نادیده می‌گیرند. سراسر زندگی فرد را در نظر نمی‌گیرند و فقط به بخشی که در حال حاضر همراه با شادکامی است می‌چسبند. حسادت ورزان تصورمی کنند دیگران به‌آسانی و بدون هیچ زحمت و دغدغه‌ای به موقعیت فعلی رسیده‌اند . درواقع مردم درازای چیزهایی که به دست می‌آورند، ممکن است چیزهایی را از دست بدهند؛ بنابراین هر فرد بر اساس اولویت‌ها و اهداف خود بهایی برای رسیدن به این هدف‌ها می‌پردازد. برای مثال، وقتی می‌بینید فردی به تحصیلات عالی، شغل مناسب یا امکانات مالی گسترده دست‌یافته است، مطمئن باشید با سخت‌کوشی به این امکانات دست‌یافته است، اکنون او درجایی قرار دارد که شما در حسرت آن هستید، اما معلوم نیست که خود او آیا از موقعیت کنونیش راضی است یا نه.
این واقعیت را بپذیرید که زندگی مجموعه‌ای از موضوعات مختلف است. اگر کسی دارای امکاناتی است که شما ندارید، شما نیز در عوض امتیازاتی دارید که دیگران ندارند خیلی از افرادی که در مورد مشخصی قوی هستند، ممکن است در مورد دیگری ضعیف یا معمولی باشند. همه ما نقاط قوت و ضعفی داریم که قابل‌تأمل است. هر یک از ما امکانات و موقعیت‌های خانوادگی، مالی، شغلی و تحصیلی ویژه‌ای داریم که ممکن است در مقایسه با دیگری در وضعیتی بالاتر یا پایین‌تر قرار بگیرد؛ بنابراین باید به آنچه خود داریم و آنچه دیگران دارند نگرش کلی داشته باشیم و کل آن را ببینیم نه‌فقط یکی از موارد را، آنگاه متوجه خواهیم شد که در دنیای مادی، کمال مطلقی وجود ندارد.
اما شاید شما الآن با خود فکر می‌کنید که ازآنجایی‌که انسان همواره علاقه‌مند به پیشرفت و تکامل هست، این حسادت باعث ایجاد رقابت در شما و پیشرفتتان می‌شود! اما باید این را بدانید که حسادت، رقابت نیست. رقابت، مفید و سازنده است، اما حسادت مخرب است. در رقابت، شخص می‌خواهد پیروز شود، بدون این‌که رقیبش دچار مشکل شود. درحالی‌که در حسادت، شخص چه اگر به چیزی برسد یا نرسد، دوست ندارد دیگری به آن برسد. منظور این‌که شخص حسود خیرخواه نیست و نمی‌خواهد شاهد پیروزی‌های دیگران باشد. ولو این‌که خود او، شخص موفقی باشد.
بایستی به خاطر داشته باشید که همواره جا برای چند برنده وجود دارد. پس به‌جای حسادت، بهتر است رقابت سالم را جایگزین آن کنیم! اینطوری زندگی موفق و بهتری قطعا خواهیم داشت.
همچنین برای آنچه در زندگی دارید اهمیت و ارزش قائل شوید و شکرگزار آن باشید. وقتی در زندگی با افرادی مواجه می‌شوید که شرایط و امکانات بهتری دارند، بلافاصله به کسانی بیندیشید که موقعیت پایین‌تری از شما دارند. به‌این‌ترتیب به یاد خواهید آورد که اگرچه به برخی از خواست‌های خود نرسیدید، هنوز از بیشتر مردم جهان خوشبخت‌ترید.