پنج عنصر مفید در جذب مشتری

علی حضوری


عنصر یک- اولین دیدار

فروشنده حرفه‌ای می‌داند که در همان لحظات اوّلی که چشمانش با چشمان مشتری تصادم می‌کند، اتفاقات مهمی در ذهن مشتری در جریان است. وی نسبت به تمام حرکات صوری و بدنی مشتری حسّاس است و آن‌ها رامی خواند. فروشنده حرفه‌ای به‌خوبی می‌داند که به‌نوبهٔ خود، باید چه‌کار کند، چه حرکاتی را از خود نشان دهد تا کار جذب مشتری را از همان لحظات ابتدایی آغاز کند. می‌داند که اگر  در این لحظات ابتدایی موفق نشود، کارش در آینده، اگر آینده‌ای وجود داشته  باشد، بسیار مشکل خواهد شد.
 

عنصر 2-  محصولاتی در چارچوب رضایت مشتری

فروشنده حرفه‌ای می‌داند که خواست درونی اکثر مشتریان این است که محصول فروشنده شبیه آن چیزی باشد که می‌خواهد بخرند، امّا نه کاملاً. بلکه تا حدّی که در چارچوب رضایت آن‌ها باشد. فروشنده حرفه‌ای به‌خوبی می‌داند که چه‌کار کند تا پس از گذشتن از آزمایش اولیه در عنصر یک، چگونه مشتری را با دانشی که از محصول دارد، آرام‌آرام به خرید محصول خود دعوت کند.


عنصر شمارهٔ 3- ارضای نفس مشتری

فروشنده حرفه‌ای می‌داند که نفس مشتری را باید ارضا کرد.  وی می‌داند که نفس مشتری‌اش تشنه است. پس همچون کشاورزی مهربان و کارآمد، نفس مشتری‌اش را آبیاری می‌کند. وی کارهایی انجام می‌دهد که مشتری‌اش فکر کند که وی  آدم مهمی است.
فروشنده حرفه‌ای نمی‌خواهد یک برندهٔ بازنده باشد. وی یک بازندهٔ برنده است. با روش‌های گوناگون، طوری عمل می‌کند که مشتری‌اش خود را باهوش، تیزبین و یا هر چیز دیگری که دوست دارد، احساس کند. وی با خم کردن سر خود مشتری را شکار می‌کند. با این کار، مشتری‌اش احساس خواهد کرد که فروشنده رؤیایی خود را پیدا کرده است؛ زیرا خود را یک موجود کامل خواهد دید.


عنصر شمارهٔ 4- در نظر داشتن تفاوت‌های مشتریان


فروشنده حرفه انتظاراتی که خود از مشتری دارد را با انتظارات مشتری از خود یکی نمی‌داند. وی آگاه است که مشتری انتظارات دیگری دارد، ضمن اینکه هر فردی نیز انتظارات خاص خود را دارد. فروشنده حرفه‌ای این انتظارات را به‌خوبی می‌شناسد و آن‌ها را در مشتری خود ردیابی می‌کند. با مشتری‌اش مطابق اخلاقیات وی و انتظارات کلی وی برخورد می‌کند.

این‌طور است که مشتری‌اش خود را در حضور فروشنده راحت احساس می‌کند و حتّی اگر خجالتی باشد، خود را باکمال میل در تیررس تیرهای کمان فروشنده حرفه‌ای قرار خواهد داد. فروشنده حرفه‌ای جذّاب است، زیرا می‌داند چه‌کار می‌کند. به خاطر تیپ و هیکل نیست. قدرت وی از دانشی ژرف سر چشمه می‌گیرد.

 
عنصر شمارهٔ 5- جذب مشتری فقط به‌خاطر پول‌های جیبش نیست.


فروشنده حرفه‌ای می‌داند که جذب مشتری فقط به‌خاطر پول‌های جیبش نیست. هدف اصلی شکار ذهن و احساس مشتری است. اگر این منبع را بدست بگیرد، به این راحتی مشتری را از دست نمی‌دهد.
از طرف دیگر فروشنده حرفه‌ای این را نیز می‌داند که مشتری دوست دارد احساس کند که شما به نیازهای خاص و انفرادی وی پاسخ مثبت می‌دهید.

بیست و پنج سوال برای کشف هدف زندگی و شغل آینده تان

هر انسانی برای زندگی خود اهدافی دارد. هدف داشتن، مانند اعتماد به نفس، ارزش و دلیلی برای ادامه زندگی است و اگر انسان از وجود اهداف زندگی خود آگاه باشد، یا نباشد، به ارزش واقعی آنها خدشه ای وارد نمی شود. درست مانند واقعیت های جهان هستی؛ آگاهی و یا عدم آگاهی ما، باعث هیچگونه تغییری در آنها نمی شود.

 
 
 

 

  اگر در مورد اهداف زندگی خود شک و تردید دارید، اصلا ناراحت نباشید. افراد زیادی هستند که حتی، هدف داشتن را به تمسخر می گیرند! مانند بسیاری از جوانان و شاید خود شما در دوران جوانی!
بسیاری از مردم بصورت شناور بروی جریان زندگی، بدون هدف و برنامه ریزی، مشغول گذران عمر هستند. این امری طبیعی است که انسان روز به روز زندگی خود را سپری کند. یک روز، پر از تنش و عصبانیت و روز دیگر آرام و بدون خشونت، مانند اقیانوسی که در یک گوشه آن طوفان و در گوشه ای دیگر آرام و آفتابی است.
بهر حال، زندگی از بدو تولد تا سنین بلوغ و بزرگسالی و پایان باشکوه آن، بصورت شناور ادامه دارد. آیا این واقعا همان چیزی نیست که همه خواهان آن هستیم؟ یک زندگی بدون تشویش و نگرانی؟
بدون شک این یک زندگی دلخواه است، ولی انسان می تواند بیشتر بخواهد و برای خواست و دریافت بیشتر، به هدف نیازمند است. هدف زندگی!
هدف زندگی، دلیل اصلی قرار گرفتن انسان بروی زمین است. وظیفه ما در روی این کره خاکی چیست؟ احتمالا بیش از آنچه تنها، روز خود را به اتمام برسانیم یا بیش از آنچه تنها، از گذراندن اوقات خود لذت ببریم.
جمله «هیچ پاسخ اشتباهی وجود ندارد»، هنگامی یک جواب خوب است که سئوال در مورد هدف زندگی باشد. چیزی به نام هدف اشتباه در زندگی وجود ندارد و هیچ یک از ما انسان ها، هدف کاملا همسان با یکدیگر نداریم. اهداف زندگی ما، مانند خود ما، یگانه و ویژه است. در اینجا باید توجه بیشتری را بخود معطوف کنیم، چرا که افراد و شرایط بسیار زیادی در صدد دورکردن، و حتی، منصرف کردن ما از اهدافمان هستند.
برای افراد مختلف، اهداف متفاوتی در زندگی وجود دارد. کتاب نوشتن، اتمام مسابقه دو ماراتن، تولید محصولات جدید، انتقال دانش، عکاسی از طبیعت، کاهش فقر و گرسنگی، کمک به همنوع، و...
سایه ای، رنگی، صدایی، زاویه ای میان هر یک از ماست که تفاوت ها را ایجاد می کند.
هر یک از اهداف یاد شده برای یک نفر در گوشه ای از این دنیا، بسیار جدی است و هیچ چیزی نمی تواند میان او و هدفش قرار گیرد. اهداف زندگی، هدیه هستی و به ارمغان آورنده امید و معنا برای انسان است.
چگونه می توان هدف زندگی را، اگر واقعا نمی دانید که چه باید بکنید، پیدا کرد؟ در اینجا 25 سئوال وجود دارند که با پاسخ به آنها، میتوان هدف اصلی زندگی را یافت. این بیشتر یک روش تحلیلی برای پیدا کردن هدف زندگی است. سئوالات کوتاه هستند، ولی جواب ها می توانند طولانی باشند. محدودیت زمانی برای پاسخ به سئوالات وجود ندارد و بهترین هنگام برای پاسخ به این سئوالات، صبح؛ بعد از بیداری کامل از خواب است. قبل از اینکه هرج و مرج زندگی روزمره، ذهن شما را درگیر سازد. بهترین همراه می تواند؛ شنیدن به موسیقی دلخواه در کنار حیوان مورد علاقه خانگی شما باشد، در گوشه ای آرام با شرایطی هماهنگ!
یک) چه چیزی خواست مرا برآورده می کند؟ 
دو) چه چیزی باعث حرکت من می شود؟
سه) چه چیزی برایم  الهام بخش است؟
چهار) چه چیزی در سئوالات 1، 2 و 3 مشترک است؟
پنج) با جواب یه سئوال 4، چه مشکلی از دیگران حل می کنم؟
شش) چه چیزی باعث شکست من می شود؟
هفت) چه چیزی برایم دردآور است؟ 
هشت) چه چیزی مرا اندوهگین می کند؟
نه) چه چیزی در سئوالات 6، 7 و 8 مشترک است؟
ده) با جواب به سئوال 9، چه مشکلی از دیگران حل می کنم؟
یازده) از چه چیزی وحشت دارم؟
دوازده) چه چیزی نگرانم می کند؟
سیزده) چه کاری برای تغییر جواب 11 و 12 می توانم انجام دهم؟
چهارده) با این تغییر، چه کمکی به دیگران می کنم؟
پانزده) چه کاری را با عشق انجام می دهم؟
شانزده) احساسم در زمان انجام جواب 15 چیست؟
هفده) اگر جواب 15 را متوقف کنم، چه می شود؟
هجده) اگر جواب 15 را همیشه انجام دهم، چه می شود؟
نوزده) از چه کاری منزجرم؟
بیست) وقتی کار جواب 19 را انجام می دهم، چه احساسی دارم؟
بیست و یک) اگر کار جواب 19 را متوقف کنم، چه می شود؟
بیست و دو) اگر جواب 19 را برای همیشه انجام دهم، چه می شود؟ 
بیست و سه) چرا اینجا هستم؟
بیست و چهار) وظیفه من در اینجا چیست؟
بیست و پنج) اگر من نباشم و یا کاری انجام ندهم، جهان چه چیزی را از دست می دهد؟
حال چه خواهد شد؟ آیا می خواهید که هدف اصلی خود را در زندگی شناسایی کنید؟ 

منبع: آکادمی تفکر